برگزاری همایش علمی «جایگاه ایران در جهان چندقطبی؛ آینده امیدبخش ایران در پیوند رهبر، نیروهای سیاسی و مردم» - دانشکده علوم اجتماعی social
برگزاری همایش علمی «جایگاه ایران در جهان چندقطبی؛ آینده امیدبخش ایران در پیوند رهبر، نیروهای سیاسی و مردم»
26 07 2026 17:11
News Code : 248615066
View Count : 318
به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، همایش علمی و تخصصی «جایگاه ایران در جهان چندقطبی؛ آینده امیدبخش ایران در پیوند رهبر، نیروهای سیاسی و مردم» با حضور جمعی از استادان برجسته، صاحبنظران حوزه علوم اجتماعی، و پژوهشگران مسائل ایران در تاریخ 22 تیرماه 1405 در تالار امیرکبیر دانشگاه تهران برگزار شد. این رویداد علمی که به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران و با مشارکت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ترتیب یافته بود، در قالب سه نشست تخصصی به واکاوی بنیانهای نظری، تاریخی و جامعهشناختی انسجام ملی و نقش تمدنی ایران در هندسه جدید قدرت جهانی پرداخت.
جهان امروز در یکی از حساسترین دورههای گذار تاریخی خود قرار دارد. افول تدریجی هژمونی تکقطبی ایالات متحده و ظهور بازیگران جدید قدرتمند در شرق و غرب جغرافیای سیاسی، نویدبخش شکلگیری نظمی چندقطبی است. در این میان، موقعیت استراتژیک، تاریخی و فرهنگی ایران، کشور ما را در کانون این تغییرات ساختاری قرار داده است. پرسش بنیادین این است که ایران چگونه میتواند موقعیت خود را در این هندسه جدید تثبیت کرده و آیندهای امیدبخش را رقم بزند؟ این همایش علمی و تخصصی تلاش کرد تا پاسخی جامع، علمی و مبتنی بر واقعیتهای تاریخی و اجتماعی به این پرسش کلیدی ارائه دهد. تمرکز اصلی سخنرانیها در این رویداد (که به برخی از آنها در این گزارش پرداخته میشود)، بر تحلیل همافزایی درونساختاری جامعه یعنی پیوند ارگانیک میان «رهبری»، «نیروهای نخبگانی و سیاسی» و «توده مردم» به عنوان ضامن بقا و اعتلای کشور در تلاطمهای پیشرو بود.
سخنرانی افتتاحیه؛ گذار جهانی و الزامات وفاق نخبگانی
در بخش افتتاحیه این همایش، حجتالاسلاموالمسلمین دکتر مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با ترسیم نمایی کلی از دگرگونیهای ژئوپلیتیک معاصر، نظام تکقطبی را رو به زوال خواند و نشانههای این افول را در عرصههای اقتصادی، نظامی و افول قدرت نرم غرب تحلیل کرد. دکتر رستمی با تبیین مفهوم گذار در روابط بینالملل، نقش ایران را به عنوان یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه و پهنه اوراسیا تشریح کرد. به باور وی، عبور موفقیتآمیز از پیچهای تند تاریخی در این دوران گذار، بدون همبستگی ارگانیک میان ارکان سهگانه قدرت ملی یعنی رهبری، نخبگان سیاسی و عامه مردم امکانپذیر نخواهد بود. وی تصریح کرد که پیوند میان رهبر و مردم از نوع پیوند عاطفی و اعتقادی عمیقی است که نخبگان و نیروهای سیاسی باید به عنوان تسهیلگر و تبیینگر این رابطه عمل کنند، نه آنکه خود به عاملی برای انشقاق اجتماعی تبدیل شوند. وی دانشگاه را مهمترین سنگر بازتولید عقلانیت، امید و سرمایه اجتماعی دانست و از نخبگان دانشگاهی خواست تا با نگاهی تمدنی، به تبیین دقیق جایگاه ایران در نظم نوین جهانی بپردازند.
هویت توحیدی و انسجام درونساختاری جامعه ایرانی
دکتر حمید پارسانیا، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، بحث خود را با تحلیل تبارشناختی هویت ایرانی آغاز کرد. وی اظهار داشت که هویت ایران پدیدهای عارضی یا صرفاً برآمده از مرزهای سیاسی مدرن نیست، بلکه حقیقتی تاریخی و معرفتی است که ریشه در اعماق تاریخ دارد. به باور وی، جامعه ایرانی از دیرباز واجد یک ویژگی منحصربهفرد بوده است: «کثرت در عین وحدت». این کثرتهای قومی، زبانی و جغرافیایی هیچگاه هویت ملی را به چالش نکشیدهاند، چراکه همواره درون یک چتر معرفتی جامع یعنی «وحدت توحیدی» سامان یافتهاند.
دکتر پارسانیا با تبیین نقش اسلام و بهویژه مذهب تشیع در تکامل این هویت توحیدی افزود که انقلاب اسلامی ایران گامی بلند در راستای بازتعریف این مناسبات هویتی بر پایه معیارهای اصیل دینی بود. انقلاب اسلامی توانست این هویت را از حالت ایستای تاریخی خارج کرده و به یک الگوی پویا، تمدنی و جهانی در برابر الگوهای سکولار غربی تبدیل کند. وی تأکید کرد که تداوم تاریخی وحدت در ایران، در گرو حفظ این ریشههای معرفتی و مذهبی است که به پیوند وثیق مردم با نهاد هدایت تمدنی (رهبری) معنا میبخشد.
نقد ساختار دانشگاه، نفی توسعه غربی و جایگزینی عمران و آبادی بر پایه فطرت
دکتر ابراهیم فیاض، دانشیار مردمشناسی دانشگاه تهران، با بیانی انتقادی به تحلیل پیوند میان نهاد علم و ساختار جامعه ایرانی پرداخت. وی در آغاز سخنان خود، دانشگاههای کنونی ایران را مورد نقد ساختاری قرار داد و گفت: «ما باید بپذیریم که دانشگاههای ما در ایران، در واقع امر «یونیورسیتی» (University) نیستند. واژه یونیورسیتی با «یونیورس» (عالم) پیوند دارد؛ یعنی جایی که عالم عینی و عالم ذهنی در یکدیگر متجلی و متحد میشوند. دانشگاه در غرب برآمده از زیستجهان و نیازهای تمدنی آنان است، اما دانشگاههای ما بیشتر شبیه به آموزشگاههای بزرگی هستند که صرفاً به انتقال مفاهیم انتزاعی میپردازند». دکتر فیاض با تحلیل پیامدهای این گسست معرفتی افزود که عدم انطباق زیستجهان ایرانی با مبانی نظری غربی ارائهشده در دانشگاهها، به بروز یک بحران هویت عمیق در میان استادان و دانشجویان انجامیده است؛ به گونهای که فارغالتحصیلان گاه پس از سالها تحصیل، احساس بیهویتی و بیآیندگی میکنند.
دکتر فیاض در بخش دیگری از سخنان خود به نقد رادیکال نظریات «توسعه» پرداخت و تصریح کرد: «واژه توسعه (Development) در ذات خود یک مفهوم غربی و اساساً جنگطلبانه است که با غارتگری و استعمار پیوند دارد. در فرهنگ اسلامی و ایرانی، ما مفهوم بسیار غنیتری به نام «آبادی و عمران» داریم. عمران و آبادی بر خلاف توسعه، بر پایه صلح، امید، ایمان و فطرت انسانی بنا شده است. اگر قرآن میفرماید «هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها»، مقصود همین آبادگری بر اساس فطرت الهی بشر است». وی با بیان این که انقلاب اسلامی یک رخداد بیبدیل تمدنی است که توانسته با تکیه بر مفاهیم فطری، تمدن مادی غرب را به چالش بکشد، بر اهمیت بازیابی امید و ایمان به عنوان نیروی محرک جامعه در نظم جدید جهانی تأکید کرد.
تبارشناسی عقلانیت شیعی؛ از اقلیم هشتم تا پایداری تمدنی ایران
دکتر یحیی بوذرینژاد، استاد علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران، به عنوان آخرین سخنران این نشست، ارائهای تفصیلی و تاریخی درباره تبارشناسی عقلانیت ایرانی ارائه کرد. وی سخنان خود را با این پرسش بنیادین آغاز کرد که چرا ایرانیان با وجود تحمل تهاجمهای ویرانگر تاریخی (همچون حمله مغول و اسکندر)، هرگز هویت خود را از دست ندادند، در حالی که بسیاری از تمدنهای کهن با تهاجمی به مراتب کوچکتر، فروپاشیدند؟
دکتر بوذرینژاد برای تبیین این پدیده، نظریه عقلانیتهای تمدنی را مطرح کرد و اظهار داشت: «هر تمدنی بر پایه یک عقلانیت خاص استوار است. متفکر برجسته معاصر، محمد عابد الجابری، عقلانیت تمدن عربی را مبتنی بر «فقه قیاسی» میداند. در مقابل، عقلانیت تمدن یونان باستان بر «فلسفه و عقل نظری» تکیه داشت و تمدن مدرن غربی بر «تکنولوژی و عقل ابزاری» استوار است. اما عقلانیت تمدن ایرانی واجد ویژگی منحصربهفردی است که هانری کربن از آن به عنوان «اقلیم هشتم» یا «عالم واسطه» (عالم مثال) یاد میکند؛ عالمی میان عقل محض و حس مادی». وی این عقلانیت واسطهای را پیونددهنده علم عینی و شهود معنوی دانست و به تشریح روند تاریخی آن پرداخت؛ با ورود حضرت علی (ع) به کوفه و تأثیر عمیق تعالیم ایشان و شاگردانی چون عبدالله بن مسعود، تفکر عقلانی ایرانی با آموزههای تشیع پیوند خورد و مذهب تشیع به بستر اصلی عقلانیت تمدنی ایران تبدیل شد. در دوران خلافت عباسی که تلاش میشد زبان و هویت ایرانی محو شود، حکیم ابوالقاسم فردوسی با سرایش شاهنامه، حکمت تمدنی و حماسه ایرانی را در بستر عقلانیت شیعی حفظ و بازتولید کرد.
دکتر بوذرینژاد با نقد تاریخی ساختار نظامیهها به دست خواجه نظامالملک طوسی، اشاره کرد که ممنوعیت تدریس علوم عقلی و تمرکز صرف بر فقه قیاسی شافعی، ضربه سنگینی به پویایی تمدنی اسلام و ایران وارد کرد و زمینهساز رخوت علمی شد. شهابالدین سهروردی با تبیین حکمت اشراق و خواجه نصیرالدین طوسی با بازسازی کلام شیعی و احیای ریاضیات و نجوم، عقلانیت تمدنی ایران را احیا کردند. در دوران صفویه، این عقلانیت به بازسازی امپراتوری مقتدر ایرانی بر پایه تشیع انجامید. صدرالمتألهین (ملاصدرا) با ارائه حکمت متعالیه، الگوی وفاق میان «حکیم فقیه» را تبیین کرد که این الگو، پایهگذار پایداری نهاد دین و اجتماع در دوران غیبت شد. علامه طباطبایی با گشودن باب گفتوگوی معرفتی با هانری کربن، نشان داد که عقلانیت شیعی پتانسیل پاسخگویی به بحرانهای فکری غرب مدرن را داراست. دکتر بوذرینژاد در جمعبندی سخنان خود، انقلاب اسلامی ایران را تبلور عینی و سیاسی این عقلانیت مستقل تمدنی دانست که با پیوند ارگانیک میان رهبری الهی و خواست مردم (ناس)، الگویی پایدار از مقاومت و پیشرفت را در جهان چندقطبی به نمایش گذاشته است.
تنوع فرهنگی به عنوان سرمایه تمدنی و ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی
دکتر عبدالحسین کلانتری، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، ارائهای مفصل درباره تنوع فرهنگی و سرمایه اجتماعی در ایران ارائه داد. وی با رد نگاههای امنیتی و حذفی به موضوع تکثرهای اجتماعی اظهار داشت: «جامعه ایران به طور طبیعی یک جامعه متنوع و متکثر است. این تکثر نه تنها یک نقطه ضعف یا تهدید امنیتی نیست، بلکه بزرگترین سرمایه تمدنی ماست. تاریخ ما نشان داده که ایران همواره در پناه تنوع و تکثر قومی و مذهبی خود زیسته و از این طریق توانسته است در برابر تکانههای بیرونی مقاومت کند».
دکتر کلانتری با تحلیل وضعیت کنونی سرمایه اجتماعی در کشور، بر ضرورت بازسازی این سرمایه از طریق ایجاد سازوکارهای گفتوگوی سیستماتیک و مشارکت همگانی تأکید کرد. وی معتقد است که تقویت پیوند میان مردم، نیروهای سیاسی و حاکمیت در گرو به رسمیت شناختن حقوق فرهنگی و اجتماعی تمامی کثرتهای جامعه است. وی همچنین جبهه مقاومت را نمونهای عینی از کارکرد موفق این الگوی «وحدت در عین کثرت» در سطح منطقهای دانست که توانسته است ملتهای گوناگون را پیرامون یک آرمان مشترک منسجم سازد.
تبیین نظریه «انقلاب سوم» و شکست روایتهای استعمار فرانو
دکتر مهدی حسینزاده یزدی، دانشیار گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران، در سخنرانی تفصیلی خود به کالبدشکافی مفهوم «انقلاب سوم» و نقش آن در پویاییهای جامعه ایرانی پرداخت. وی با ترسیم یک سیر تاریخی از تکامل مفاهیم انقلابی در ایران، اظهار داشت که انقلاب اول در سال ۱۳۵۷ یک دگرگونی صرفاً سیاسی برای تغییر کارگزاران حکومت بود و انقلاب دوم در سال ۱۳۵۸ (تسخیر لانه جاسوسی) گامی فراتر برای مبارزه با ساختارهای سلطه و نفوذ عینی آمریکا در کشور به شمار میرفت. با این حال، وی تأکید کرد که چالش اصلی جامعه امروز، مواجهه با «استعمار فرانو» (Meta-Colonization) است. در این شیوه از استعمار، دشمن نه از طریق حضور نظامی (استعمار کلاسیک) و نه از مسیر گماشتن حکومتهای دستنشانده (استعمار نو)، بلکه با تسخیر ذهنها، باورها، نهادهای علمی و ساختارسازیهای بینالمللی نظیر صندوق بینالمللی پول عمل میکند تا نخبگان و مدیران بومی را به بلندگوی ترویج تئوریهای یأس، خودکمبینی تمدنی و گزاره «ما نمیتوانیم» تبدیل کند.
وی در بحث خود، تجلی عینی این شکست شناختی را در تلاطمهای دهههای اخیر بررسی کرد. دکتر حسینزاده با انتقاد از تفکری که حل مشکلات کشور را صرفاً در خارج از مرزها میجست و توانایی ملی را به پختن «آبگوشت بزباش» تقلیل میداد، به نقد رویکردهای برخی از استادان علوم اجتماعی پرداخت که جامعه ایران را فروپاشیده، بحرانزده و گرفتار آنومی مضاعف معرفی میکردند. وی نشان داد که تشییع بینظیر و دهها میلیونی پیکر شهدا در تیرماه، به عنوان یک رخداد عظیم اجتماعی، خط بطلانی بر تمامی این فرضیههای علمینما کشید. این حضور یکپارچه تودههای مردم، بهویژه زنان و جوانان، نشاندهنده پویایی، پایداری مذهبی و پیوند عمیق عاطفی جامعه با حاکمیت بود؛ پدیدهای شگرف که حسینزاده آن را «انقلاب سوم» یا همان «انقلاب معرفتی و شناختی» نامید که توانست اراده و هویت اصیل ایرانی را از بند روایتهای فرساینده استعمار فرانو رها سازد.
جمعبندی؛ بیانیه تمدنی همایش
در جمعبندی مباحث مطرحشده در این همایش علمی، میتوان دریافت که صیانت از جایگاه تمدنی ایران در هندسه جدید و چندقطبی قدرت جهانی، بیش از هر چیز مستلزم بازگشت به عقلانیت مستقل ایرانی - اسلامی و بازتعریف نسبت میان نهاد علم و زیستجهان جامعه است. در این راستا، گذار از مدلهای انتزاعی توسعه غربی به سمت الگوهای بومی «عمران و آبادی» بر پایه فطرت و امید، بسترساز پویایی علمی و تمدنی خواهد بود؛ همانگونه که بازشناسی تنوع قومی، مذهبی و فکری به عنوان یک سرمایه ارزشمند و نه یک چالش امنیتی، زمینهساز بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت همبستگی درونی میشود. این انسجام داخلی، پیرنگ اصلی اقتدار منطقهای و قوامبخش پیوندهای تمدنی کشور در پهنه بینالمللی است.
از منظر ساختار اجتماعی و سیاسی نیز، تضمین آینده امیدبخش کشور در گرو تحقق همافزایی ارگانیک میان نهاد رهبری، نخبگان سیاسی و عامه مردم تبیین شد. در این الگوی تمدنی، نهاد رهبری نقش هدایتگر کلان، نخبگان علمی و سیاسی نقش مفسر و حلکننده مسائل جامعه، و تودههای مردم هسته اصلی مقاومت و کنشگری اجتماعی را شکل میدهند. عبور هوشمندانه از بحرانهای معاصر و فرارفتن از قطببندیهای فرساینده داخلی، با تکیه بر ایمان به پیوند آسمان و زمین و بازسازی وفاق ملی میسر است؛ پیوندی که با کارآمدی ساختارها و صیانت از سامان حیات اجتماعی، جایگاه استوار ایران را در تلاطمهای نظم جدید بینالمللی تثبیت خواهد کرد.
مشاهده گزارش تصویری
